دانلود اشعار قیصر امین پور
عشق به انسان ، وطن و مقاومت در شعر امین پور
صورة الطفل في شعر الشاعر الفلسطيني أحمد دحبور
دراسة جديدة تسلط الضوء على صورة الطفل في شعر الشاعر الفلسطيني أحمد دحبور
نویسنده:ميسون احمد أبو عودة
تأثير الشاعر أحمد دحبور بالقرآن الكريم و الأشخاص التاريخية الإسلامية
نویسنده: حنظلة . ك.و
دانلود کتاب الفن القصصی فی النثر العربی
دانلود کتاب نقد و بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس1
نقد و بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس ج1
نویسنده: محمدرضا سنگری
لیست پایان نامه های دانشگاه تربیت مدرس
دانلود فرهنگ لغت تصویری فارسی عربی
دانلود دیوان احمد دحبور شاعر فلسطینی
شعر زیبای «ما کیستیم» از فریدون داوری
ما كيستيم ؟
فرزند كوهستانم و از نسل باران
دارم نشاط ديگري با چشمه ساران
رودخانه و جنگل صفاي ديگري داشت
كـوه دنا حال و هواي ديگري داشت
برف حواشي اندك اندك آب مي شد
احساس ما هم بستر مهتاب مي شد
ما صبحگاهان با طنين بانگ هي هي
تـــا قلــــه دنا را طـــي كنيم طــي
شاهين زنوك قله اش پرواز مي كرد
آهو به روي صخره هايش ناز مي كرد
اوراق گل را شبنمي غماز مي كرد
قمري نواي ديگري از ساز مي كرد
مرديم و با مردانگي ها آشناييم
فــــرزند آريــــوبرزن از کــوه دناييــم
در كشمكش هاي زمانه مرد هستيم
دامـاد زنجيـم و عـروس درد هستيم
اسكندر يونان را ما راه بستيم
ما لشكر محمود افغان را شكستيم
ما مردمي دريا دل و شير اوژن هستيم
ما صاحب اسطوره هاي بيژن هستيم
ياد نبرد سخت تنگ تامرادي
دشمــن گريخت از مهلكـه با نامــرادي
مهمان نواري خصلت ممتازمان است
آهنگ برنو بانگ طبل و سازمان است
اصل صفا بوديم و دور از كينه هستيم
يكــرنگ تـر از آب چون آينـه هستيم
ما را ميان دشت احساس آفريدند
مــا را به شيـــر پــاك مــادر پـــروريدند
ما لابه لاي بيد مجنون تاب خورديم
مــا از زلال آفـــرينش آب خــــورديم
ما با صداي پاي اسبان خو گرفتيم
مــا انس با رقصيـدن آهـو گرفتيم
ما سرزمين خانه مان را دوست داريم
ما ساقي ميخانه مان را دوست داريم
ما با بلوط ريشه در خاك آشناييم
بـــا بــرف و بــاران نمنــاك آشناييــم
با مرثيه ، با شعر غمناك آشناييم
بــا كعبــه دل، زمــزم پاك آشناييم
ما با طنين ني لبك هاي شباني
خــوانديم شــعر دلنــواز زندگـاني
در راه دين صد لاله نو رسته داريم
يك شاخ نه، يك برگ نه، گلدسته داريم
بر پهن دشت سينه هامون نوشتيم
از دجله و اروند و تا كارون نوشتيم
خيبر گشا بدر آفرين چابك سواريم
دشمن ستيز و پر دل و رستم تباريم
شعری زیبا به زبان لری
نَخَشوم مثل همو آدم بدبختی که..
تَش بیوفته منِ گرمای تغلی مِن کَپَرِش..
مثل دالوی که امیدش و یه مرغی بویِه
وِ هَمو مُرغَه بِوینِه کِه یَه باشُو بووَرِش
نخشوم مثل یه گاوی که سرِ آخر بو..
وِصَحابِش یَه قصابی بووره تی گووَرِش
مثل گادیم و خو رهتهی زِر خاری که
تَشِبرقی بزنه تش بگره دور و وَرِش
حالم اصلأ نخشه مثل کُنار پیری
که وبَردی منِ مازَش بزنن سی ثمرش
چی یه خانی منِ یه طایفهیِ صدنفری
که خیانت بکنن وش همهیِ صدنفرش
مثل یه رعیت با غیرت بوو داری که
خَوَر ایبو کُر خانَ گِرُتِن بی دوورِش
نخشوم مثل یه غورهی که همیشه زن بوش
شَپَلُک ایزنه دَمِ ری همهکس وَمنِِ سرش
باز یاری حالِ الآنِ مِنَ ایفهمه
که یَهَو مِن غَلَه چینون سَقَط ایبویه خَرِش
النداء فی القرآن الکریم
ذو فی القرآن الکریم
ابوالقاسم شابی میان رومانتیسم و سمبولیسم
رسالة فاعلیة الاستعارة فی الترکیب اللغوی للادب
غربت
ماه بالای سر آبادی است،
اهل آبادی در خواب
روی این مهتابی، خشت غربت را می بویم:
باغ همسایه چراغش روشن،
من چراغم خاموش
ماه تابیده به بشقاب خیار، به لب کوزۀ آب.
غوک ها می خوانند.
مرغ حق هم گاهی.
کوه نزدیک من است: پست افراها، سنجدها.
و بیابان پیداست.
سنگ ها پیدا نیست، گلچه ها پیدا نیست.
سایه هایی از دور، مثل تنهایی آب، مثل آواز خدا پیداست.
نیمه شب باید باشد.
دب اکبر آن است: دو وجب بالاتر از بام.
آسمان آبی نیست، روز آبی بود.
یاد من باشد فردا، بروم باغ حسن گوجه و قیسی بخرم.
یاد من باشد فردا لب سلخ، طرحی از بزها بردارم،
طرحی از جاروها، سایه هاشان در آب.
یاد من باشد، هر چه پروانه که می افتد در آب، زود از آب درآرم.
یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر برخورد.
یاد من باشد فردا لب جوی، حوله ام را هم با چوبه بشویم.
یاد من باشد تنها هستم.
ماه بالای سر تنهایی است.
سهراب سپهری
تنهایی
تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب...
آب در حوض نبود
ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست
ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب، لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد